میعاد

در فراسوی مرزهای تنت تو را دوست می دارم

آینه ها و شب پره ها را به من بده

روشنی و شراب را

آسمان بلند و کمان گشاده پل

پرنده ها و قوس و قزح را به من بده

و راه آخرین را در پرده ای که می زنی مکرر کن.

در فراسوی مرزهای تنم تو را دوست دارم

در آن دوردست بعید که رسالت اندام ها پایان می پذیرد

و شعله و شور تپش ها و خواهش ها به تمامی

فرو می نشیند

و هر معنا قالب لفظ را وا میگذارد

چنان چون روحی

که جسد را در پایان سفر

تا به هجوم کرکس ها ی پایانش وا نهد

در فراسوهای عشق تو را دوست می دارم

در فراسوهای پرده و رنگ

در فراسوهای پیکرهایمان با من وعده دیداری بده...

 

- احمد شاملو

 

- در فراسوی پیکرهایمان با من وعده دیداری بده...

آنگونه که در رویاها با آن لبخند غریب باز میگردی...

 

 

/ 1 نظر / 6 بازدید
آرمان برتر

با سلام دوست عزیز ازفروشگاه آرمان برتردیدن فرمایید با استفاده از خرید اینترنتی در وقت خود صرفه جویی نمایید!!! بهترین ها را از ما بخواهید منتظر حضور شما درآرمان برتروخرید شما هستیم!!! http://hakhamanesh.shoperzfa.com باتشکر از خرید شما