حادثه عشق

گوش کن جاده صدا می زند از دور قدمهای تو را

چشم تو زینت تاریکی نیست

پلکها را بتکان، کفش به پا کن و بیا

و بیا تا جائی، که پر ماه به انگشت تو هشدار دهد

و زمان روی کلوخی بنشیند با تو

و مزامیر شب

اندام تو را

مثل یک قطعه آواز به خود جذب کنند

پارسایی است که در آنجا تو را خواهد گفت

بهترین چیز رسیدن به نگاهی است که از حادثه عشق تر است...

 

- سهراب سپهری

 

/ 1 نظر / 4 بازدید
مهران نوذری

خیلی زیباست. من همیشه سهراب رو دوست داشتم.ممنون از شما دوست گرامی